چراغ رنگارنگ

داستان ، خاطره و ضرب المثل

ضرب المثل
ماست‌ها را کیسه کردن
نظارت بر قیمت ها در دوران قاجار

می‌گویند؛ مختارالسلطنه (لقب کریم‌خان) در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار،  رییس فوج فتحیۀ اصفهان بود و زیر نظر ظل السلطان، فرزند ارشد ناصرالدین شاه انجام وظیفه می‌کرد . او حسب الامر ناصرالدین شاه از اصفهان به پایتخت آمد تا به علت ناامنی و گرانی که در تهران بروز کرده بود، رسیدگی کند. از ‌آن رو او مدتی حکومت پایتخت تهران را برعهده گرفت. در آن زمان که هنوز ارگانی به نام شهرداری (بلدیه) وجود نداشت، حکام وقت با اختیارات تام برکلیۀ امور و شئون قلمرو حکومتی از جمله مسائل؛ خوار بار و حفظ نرخ‌ها مورد نیاز مردم را نظارت کامل داشتند و محتکران و گرانفروشان را شدیداً مجازات می‌کردند. در این اوضاع و احوال، گدایان و بیکاره‌ها به سبب گرانی و نابسامانی شهر ضمن عبور از کنار دکانها چیزی برمی‌داشتند و به اصطلاح ناخونکی به اجناس می‌زدند.
جناب مختارالسطنه برای جلوگیری از این بی نظمی  و هرج و مرج دستور داد، گوش چند نفر از گدایان متجاوز و ناخونک زن‌ها را با میخهای کوچک به درخت نارون در کوچه‌ها و خیابان‌های تهران میخکوب کردند و بدین وسیله از گدایان و بیکاره‌ها دفع شرو رفع مزاحمت شد. در همین روز‌ها به مختارالسلطنه اطلاع دادند که نرخ ماست در تهران بسیار گران شده است به طوری که مردم نمی‌توانند از این مادۀ غذایی ارزان که چاشنی و مایه نان آنهاست، استفاده کنند.
مختارالسلطنه ‌دستور داد، ابلاغیه بلند بالایی در این باب، صادر کردند تا ماست فروشان را از گرانفروشی برحذر داشته و از عواقب آن پرهیز سازند. چون چندی بدین منوال گذشت، برای اطمینان خاطر شخصاً با قیافۀ ناشناخته به یکی از دکانهای ماست فروشی رفت و مقداری ماست خواست. ماست‌فروش بی‌خبر، از آنجایی‌که مختارالسلطنه را نمی شناخت و فقط نامش را شنیده بود، پرسید: چه جور ماستی می خواهی؟ مختارالسلطنه گفت: مگر چند جور ماست داریم؟
 ماست فروش جواب داد: معلوم است که تازه به تهران آمدی و نمی‌دانی که دو جور ماست داریم: یکی ماست معمولی، دیگری ماست مختارالسلطنه!
مختارالسلطنه با حیرت و شگفتی درباره مزایا و معایب این دو نوع ماست پرسید.ماست فروش بخت برگشته با آب و تاب گفت: ماست معمولی همان ماستی است که از شیر می‌گیرند و بدون آنکه آب داخلش کنیم تا قبل از حکومت مختارالسلطنه با هر قیمتی که دلمان می‌خواست به مشتری می‌فروختیم. الان هم در پستوی دکان از آن ماست موجود ات.اگر مایل باشید برایتان بیاورم، البته به قیمتی که برایم صرف می کند، می‌فروشم. اما ماست مختارالسلطنه همین طغار دوغ است که در جلوی دکان و مقابل چشم شما قرار دارد و از یک ثلث ماست و دو ثلث آب ترکیب شده است. بعد با لبخنده پیروزمندانه‌ی افزود؛ چون ما این ماست را به نرخ مختارالسلطنه می‌فروشیم، آن را ماست مختارالسلطنه نامیده‌ایم! بعد خنده جانانه تحویل مختارالسلطنه داد و  پرسید؛ حالا از کدام ماست می خواهی؟ این یا آن؟!مختارالسلطنه که تا آن موقع خونسردیش را حفظ کرده بود، دیگرطاقت نیاورده به فراشان حکومتی که دورادور شاهد صحنه و گوش به فرمان او بودند، امر کرد ماست فروش را جلوی دکانش به طور وارونه آویزان کردند و بند تنبانش را محکم بستند.سپس در میان بهت و ناباوری، طغار دوغ را از بالا به داخل پاچه‌های شلوار ماست فروش بخت برگشته سرازیر کردند و شلوار را به مچ پاهایش محکم بستند. بعد از اجرای فرمان، رو به ماست فروش بیچاره و خجالت زده کرد و گفت: آنقدر باید به این شکل آویزان باشی تا تمام آبهایی که داخل این ماست کردی از شلوارت خارج شود و سر، صورت و لباسهایت خیس و دوغی شود تا دیگر جرأت نکنی آب داخل ماست بکنی! چون سایر ماست فروش‌ها این مجازات شدید مختارالسلطنه را دیدند به سرعت همه ماست‌ها را کیسه کردند تا آبهایی که داخلش کرده بودند، خارج شود و اینکه مثل هم صنف  خود گرفتار قهر و غضب مختارالسلطنه نشوند.
از آن زمان به بعد این عبارت "ماست‌ها را کیسه کردند" ورد زبان مردم دیار ما شد ودر موارد مشابه به  فرد یا افرادی که از کاری یا شخصی ترسیده باشند، به کار برده می‌شود. گذشت سال‌ها، این عبارت را به عنوان ضرب المثل در کتاب‌ها و فرهنگ کلامی ما وارد کرده است./9

بادمجان دور قاب چین
در دوران ناصرالدین شاه، بزرگان و رجال سیاسی برای نشان دادن مراتب اخلاص و چاکری خود به پادشاه، به آشپزخانه شاهنشاهی می رفتند و چهار زانو بر زمین می نشستند و مانند خدمه های آشپزخانه مشغول پوست کندن بادمجان می شدند، یا آن که بادمجان ها را پس از پخته شدن در دور و اطراف قاب های آش و خورش می چیدند. این رجال سیاسی حساب کار را طوری داشتند که شاه حتماً بتواند آنان را هنگام سرزدن به چادرها در حال بادمجان دور قاب چیدن ببیند و در این کار دقت و سلیقه بسیار به کار می بردند تا شادی خاطر شاه فراهم آید! از آن پس بادمجان دور قاب چین شد، صفت افرادی که کاری را برای چاپلوسی انجام می دهند./23

از این ستون به آن ستون فرج است
مردی به شهری مسافرت كرد و غریب بود . اتفاقا همان شب فردی به قتل میرسد . نگهبانان مرد غریب را نزدیك محل قتل دستگیر می كنند و نزد قاضی می برند .  چون مرد ناشناس نتوانست بی گناهی خود را ثابت كند قاضی دستور اعدام وی را صادر كرد . فردا مرد مسافر را به یك ستون بستند تا اعدام كنند . مرد هرچه گفت كه بی گناه است و بعدا از این كار پشیمان خواهند شد  ، جلاد گفت من باید دستور را اجرا كنم .جلاد به او گفت كه آخرین خواسته اش چیست . مرد كه دید مرگ نزدیك است ،  گفت مرا به آن یكی ستون ببندید و اعدام كنید . جلاد فكركرد كه مرد قصد فرار دارد و این یك بهانه است و به او گفت این چه خواهش مسخره ای است !مرد گفت : رسم این است كه آخرین خواهش یك محكوم به اعدام اگر ضرری برای كسی نداشته باشد اجرا شود .
جلاد با احتیاط دست او را باز كرد و به ستون بعدی بست . در همین هنگام حاكم و سوارانش از آنجا گذشتند و دیدند عده ای از مردم دور میدان جمع شدند ، علت را پرسیدند گفتند مردی را به دار می زنند . حاكم پرسید : چه كسی را . جلاد جلو آمد و حكم قاضی را نشان داد . حاكم گفت : مگر دستور جدید قاضی به شما نرسیده است ؟‌ جلاد گفت : آخرین دستور همین است . حاكم گفت : این مرد بی گناه است ، او را آزاد كنید . قاتل اصلی دیشب به كاخ من آمد و گفت وقتی خبر اعدام این مرد را شنیده ،‌ ناراحت شده كه خون این مرد هم به گردن او بیافتد و با اینكه میترسیده خودش را معرفی كرد . من هم او را نزد قاصی فرستادم و سفارش كردم كه مجازاتش را تخفیف دهد . مرد مسافر را آزاد كردند.  او گفت : اگر مرا از آن ستون به این ستون نمی بستید تا حالا ‌مرا اعدام كرده بودید . این ضرب المثل را هنگامی به كار می برند كه فردی ناامید است و او را دلداری می دهند كه در اندك فرصتی راه چاره ای پیدا می شود . ( فرج به معنای گشایش در كار و رفع مشكل است )‌ /7

خالی بندی

در زمانهای قدیم به دلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبان هائی که گشت میدادند، فقط غلاف خالی اسلحه، یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار میگیرد را، روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها، وقتی متوجه این قضیه شدند، برای اینکه همدیگر را مطلع کنند، بهم میگفتند طرف “خالی بسته” و منظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته است، و برای ترساندن ما بلوف میزند که اسلحه دارد.به همین جهت بود که اصطلاح “خالی بندی” رواج پیدا کرد./0

داستان

روزی

 در یکی از سالها قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم در بغل گرفته بودند ، عارفی از کوچه ای می گذشت. غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است. 
به او گفت : چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟ غلام جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد ، پس چرا غمگین باشم ؟
عارف گفت : از خودم شرم کردم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم/ 0


معجون آرامش

روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش انداخت و گفت او را به زنجیر بستند.
چند روزی بر این احوال بود تا کسری کسانی را فرستاد که از حالش جویا شوند. آنان بزرگمهر را با دلی قوی و شادمان دیدند .
به او گفتند در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینیم!
گفت: معجونی ساخته ام از شش جزء و بکار میبرم و چنانکه می بینید مرا نیکو میدارد.
گفتند ، آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز به هنگام گرفتاری بکار آید .
گفت:
جزء نخست ، اعتماد بر خداوند عزوجل است
دوم ، آنچه مقدر است شدنی است
سوم ، شکیبایی برای گرفتار ، بهترین راه است
چهارم ، اگر صبر نکنم چه کنم ، پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش از این نیازارم
پنجم ، آنکه شاید وضعیتی سخت تر از این حال رخ دهد
ششم ، آنکه از این ساعت تا ساعتی دیگر ، امید گشایش و فرجی باشد
چون این سخنان به گوش کسری رسید ، دستور داد او را آزاد کرده و نیکو گرامی داشت./0

کینه
روزی لقمان به فرزندش گفت :
کیسه ای با خودت بیاور و به تعداد آدم‌هایی که از آنان بدت می‌آید، در آن پیاز قرار بده.
فرزندش اینکار را انجام داد .
لقمان گفت : از فردا هرجا که می‌روی، این کیسه را با خود ببر.
فرزند، بعد از چند روز خسته شده، به او شکایت کرد که پیازها گندیده، بوی تعفن گرفته و بوی آن مرا آزار میدهد.
لقمان پاسخ داد : این شبیه همان وضعیتی است که تو از دیگران کینه داشته و همواره در دل نگه داری.
این کینه، قلب و دلت را فاسد کرده و آثار بد آن، بیش از همه، خودت را اذیت کرده و آزار خواهد داد/0

سنجش

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»
زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.» پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.» .پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.» / 6
کمک
روزگاری نه چندان دور، مردی روستایی اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه‌ نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌ نشین تعویض کند. چرا که بی نهایت این اسب را دوست داشت.باد‌یه‌ نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیله‌ای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ جاده‌ای دراز کشید. او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور خواهد کرد و می دانست رسم مردانگی و انصاف این است که به درمانده و بیمار مانده در راه کمک می کنند. همین اتفاق هم افتاد. مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی و دلسوزی از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و بعد از احوال پرسی و دلجویی از او پیشنهاد کرد،  او را به نزد حکیم  ببرد. مرد گدا ناله‌کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده‌ام و نمی‌توانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم. مرد به همین خاطر به او کمک کرد که سوار اسب شود. گدای حیله‌گر به محض اینکه روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد.

http://s9.picofile.com/file/8364879992/asb.jpg
مرد متوجه شد که گول بادیه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم. بادیه‌ نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد. صاحب اسب گفت: تو اسب مرا دزدیدی. دیگر کاری از دست من برنمی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن.برای هیچ‌کس تعریف نکن که چگونه مرا گول زدی!! بادیه‌ نشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟! مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درمانده‌ای کنار جاده‌ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسی به او کمک نخواهد کرد. بادیه‌ نشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد و رفت./9
شن و سنگ
روزی، روزگاری دو دوست قدیمی هنگام سفر از بیابانی عبور می‌کردند. در این حین آن دو بر سر موضوع کوچکی جر و بحث می‌کنند. در این میان، کار به جایی می‌رسد که یکی از آن دو دوست، کنترل خشم خویش را از دست داده و سیلی محکمی به صورت  دوست دیگر می‌نوازد.
دوست سیلی خورده که از شدت ضربه و درد شوکه شده بود، بدون اینکه حرفی بزند، می‌نشیند و روی شن‌های بیابان می‌نویسد؛ " امروز بهترین دوست زندگیم، سیلی محکمی به صورتم زد." آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه‌ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب آن دریاچه کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای بیابان خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.
مشغول شنا بودند که  ناگهان دوست سیلی خورده، گرفتار باتلاق  می‌شود. گل و لای باتلاق لحظه به لحظه او را به کام خویش فرو می‌کشید.
مرد شروع به داد و فریاد می‌کند؛ آی کمک... کمک کنید! به دادم برسید...خلاصه، با صدای فریاد مرد، دوستش به سرعت به یاری‌اش شتافته و با زحمت فراوان او را از آن مخمصه نجات می‌دهد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، بر روی ‌اولین سنگ سر راهش  نشست و فوری مشغول شد. او این بار روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد؛ " امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ حتمی نجات داد."
دوستی که او را نجات داده بود با تعجب به زحمت وتلاش او برای حک کردن این جمله  نگاه کرد و پرسید؛ چگونه است که وقتی به تو سیلی زدم، شرح حال را بر روی "شن‌ها"، نوشتی و حال که تو را نجات داده‌ام، شرح حال را با این زحمت بر روی "سنگ" حک می‌کنی؟ مرد نجات یافته پاسخ داد؛ وقتی دوستی تو را آزار می‌دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم "بخشش و عفو" آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در دل سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه در یاد و قلبت باشد که تو مدیون لطف او هستی./9

مسجد بهلول
می‌گویند: مسجدی می‌ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می‌كنید؟ گفتند: مسجد می‌‌سازیم.
گفت: برای چه، پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» و شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب كرد. سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا كرده به باد كتك گرفتند كه زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می‌كنی؟! بهلول گفت: مگر شما نگفتید كه مسجد را برای خدا ساخته ‌ایم؟ فرضاً مردم اشتباه كنند و گمان كنند كه من مسجد را ساخته ‌ام، خدا كه اشتباه نمی‌كند ./ 2
داستان ،خاطره و ضرب المثل نامه

برای مطالعه موارد زیر
اینجا کلیک نموده و به شماره مطلب موردنظر مراجعه فرمائید      

1 - خاطرات و ناگفته هایی از مراسم خاکسپاری پیکر حضرت امام خمینی (ره)

2- علامه جعفری (ره) و ازدواج با زیباترین دختر دنیا!




Dear Sir/Madam, It is my great pleasure to invite you to visit http://selected.ir
plenty of fish dating site
1398/08/20 11:36 ق.ظ
A motivating discussion is worth comment. I believe that you need to publish more on this subject, it might not
be a taboo matter but typically folks don't speak about these subjects.
To the next! Best wishes!!
coconut oil health benefits
1398/08/18 06:55 ب.ظ
If you want to increase your knowledge just keep visiting this
web site and be updated with the newest information posted here.
health benefits of coconut oil
1398/08/7 06:19 ب.ظ
I have read some excellent stuff here. Definitely worth bookmarking
for revisiting. I wonder how much attempt you put to make such
a great informative web site.
fotbollströjor barn
1398/08/6 08:59 ق.ظ
What's up everybody, here every person is sharing such know-how,
thus it's fastidious to read this webpage, and I used to go
to see this weblog all the time. fotbollströjor barn ClarissaT
fotballdrakter KathieVan
LucindaLu billiga fotbollströjor LouanneLa
quest bars cheap
1398/07/6 05:11 ب.ظ
Fantastic site you have here but I was wondering if
you knew of any forums that cover the same topics discussed in this article?

I'd really love to be a part of community where I can get feedback from other
experienced people that share the same interest.
If you have any suggestions, please let me know. Thanks a lot!
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
quest bars cheap
1398/06/16 01:16 ق.ظ
Simply desire to say your article is as amazing.
The clarity in your post is just spectacular and i can assume you are an expert
on this subject. Fine with your permission let me to grab your
feed to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please carry on the rewarding work.
پاسخ : Thanks a lot
minecraft games
1398/06/14 03:21 ب.ظ
Can I simply just say what a relief to discover somebody who truly knows what they're discussing on the
web. You definitely understand how to bring a problem to
light and make it important. More and more people really need
to check this out and understand this side of your story.
I can't believe you are not more popular since you definitely possess the gift.
پاسخ : Thank you and good luck
quest bars cheap
1398/06/2 01:45 ب.ظ
I was recommended this web site by my cousin. I am not sure whether this post is written by him as nobody
else know such detailed about my trouble. You're incredible!
Thanks!
Fußballtrikot Online
1398/05/31 09:06 ق.ظ
I think this is one of the most important information for me.
And i am glad reading your article. But wanna
remark on some general things, The web site style is wonderful,
the articles is really great : D. Good job, cheers
Fußballtrikot Online
پاسخ : Thanks
Neue Napoli Fußballtrikot
1398/05/28 08:10 ق.ظ
I relish, cause I discovered just what I used to be having a look for.
You have ended my 4 day long hunt! God Bless you
man. Have a nice day. Bye Neue Napoli Fußballtrikot
پاسخ : Many thanks
Trøje Med Tryk
1398/05/27 01:53 ق.ظ
Thank you for any other informative site. The place else could I am getting that kind
of info written in such a perfect method? I have a undertaking that I'm simply now operating on, and
I've been at the glance out for such information. Trøje Med Tryk
پاسخ : Thanks
plenty of fish dating site
1398/05/24 03:45 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as I
provide credit and sources back to your weblog?

My blog site is in the exact same niche as yours and my
visitors would genuinely benefit from some of the information you provide here.
Please let me know if this alright with you. Many thanks!
پاسخ : That is okey
plenty of fish dating site
1398/05/22 02:01 ب.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to this site before but after browsing
through some of the post I realized it's new to me.

Anyhow, I'm definitely delighted I found it and I'll be
bookmarking and checking back often!
پاسخ : Thanks
Maglia Juventus
1398/05/17 11:12 ق.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to help with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords
but I'm not seeing very good results. If you know of any
please share. Thank you! Maglia Juventus ShariMcne kroatia fotballdrakt
tredje Valeriawu
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
Magliette Calcio
1398/05/16 12:17 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this topic to be actually something which I think I would never understand.
It seems too complex and very broad for me. I'm looking forward for your next
post, I'll try to get the hang of it! Magliette Calcio BXDEdmund maglie calcio poco prezzo GordonCar
Chelsea nya tröja
1398/05/15 11:44 ب.ظ
Great blog here! Also your site loads up fast! What
host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my site loaded up as fast as yours lol Chelsea nya tröja
DamionAzq billige fodboldtrøjer PatGatenb
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
Manchester United tröja
1398/05/15 11:18 ب.ظ
Hey! I could have sworn I've been to this website before but after checking through some of the post I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely delighted I found it and I'll be bookmarking and checking
back frequently! Manchester United tröja MatildaHu billige fodboldtrøjer DeneseChi
پاسخ : Many thanks
Inter Milan tröja barn
1398/05/12 03:16 ق.ظ
Hi there, yup this piece of writing is in fact nice and I have learned lot
of things from it regarding blogging. thanks.
Inter Milan tröja barn CharleyLi billiga fotbollströjor AQSDorie
پاسخ : Thanks
juventuss fotballdrakter
1398/05/12 12:57 ق.ظ
What's up to every one, it's actually a good for me to pay a visit
this website, it consists of important Information. juventuss
fotballdrakter DennisTut fotballdrakter BriannaDu
پاسخ : Thanks
Maglia arsenal
1398/05/11 10:45 ب.ظ
magnificent put up, very informative. I'm wondering why the other specialists of this
sector do not realize this. You should proceed your writing.

I am confident, you have a great readers' base
already! Maglia arsenal FriedaCas Manchester City Trikot Kinde ElanaEdde
پاسخ : Many thanks
Kjøp Roma Fotballdrakt
1398/05/9 03:04 ق.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added I
get several e-mails with the same comment.

Is there any way you can remove people from that service?
Thanks a lot! Kjøp Roma Fotballdrakt LaurenHll fussball trikots NoemiWill
pof
1398/05/8 07:19 ب.ظ
This design is wicked! You certainly know how to keep
a reader entertained. Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog
(well, almost...HaHa!) Fantastic job. I really enjoyed what
you had to say, and more than that, how you presented it. Too cool!
پاسخ : Thanks
plenty of fish dating site
1398/05/3 10:24 ق.ظ
Hello to every body, it's my first go to see of this web site; this web site
includes awesome and actually good stuff designed for visitors.
پاسخ : Thanks
natalielise
1398/05/2 06:49 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I found this board and I in finding It
really helpful & it helped me out a lot. I hope to provide one thing back and help others like you aided me.

natalielise plenty of fish
پاسخ : Thanks
how to get help in windows 10
1398/04/31 01:22 ق.ظ
Hi there, I found your website by way of Google even as searching for a related subject,
your website got here up, it seems great.
I have bookmarked it in my google bookmarks.
Hello there, just changed into alert to your weblog thru Google,
and found that it is truly informative. I am going to be
careful for brussels. I'll appreciate in case you
continue this in future. Many people can be benefited out of your writing.
Cheers!
پاسخ : Thanks a lot
how to get help in windows 10
1398/04/30 06:57 ب.ظ
This text is invaluable. How can I find out more?
پاسخ : Thanks
noornameh.ir
cheraghha.ir
selected.ir
welinks.ir
golgoe.ir
bnesh.ir
has9.ir
plenty of fish dating site
1398/04/27 12:45 ب.ظ
Hi! I realize this is kind of off-topic however I needed to ask.

Does running a well-established website such
as yours take a large amount of work? I'm completely new to writing a blog however I do write in my journal on a daily
basis. I'd like to start a blog so I will be able
to share my own experience and thoughts online. Please let me know if you have any ideas or
tips for brand new aspiring bloggers. Appreciate it!
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
Sevilla Trikot Kinder
1398/04/8 06:05 ب.ظ
Everything is very open with a very clear description of the issues.
It was really informative. Your site is extremely helpful. Many
thanks for sharing! Sevilla Trikot Kinder
پاسخ : Many thanks
Chelsea kläder
1398/04/7 08:09 ق.ظ
Thanks , I've just been looking for info approximately
this topic for ages and yours is the greatest I have discovered so far.
However, what concerning the conclusion? Are
you sure about the supply? Chelsea kläder
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
juventus fotballdrakt
1398/04/5 09:36 ب.ظ
It's very trouble-free to find out any topic on web as compared to textbooks, as I
found this post at this web page. juventus fotballdrakt
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30